آن که به بلايى سخت دچار است چندان به دعا نياز ندارد تا بى بلايى که بلايش در انتظار است . [نهج البلاغه]
مذهبي - گوهر حقيقت
  • پست الکترونيک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  • سالروز شهادت دختر پيامبر اعظم، همسر اميرمؤمنان، مادر پيشوايان معصوم، الگوي زنان جهان، صديقه طاهره، حضرت فاطمه، زهراي اطهر، را به پيشگاه امام زمان (عج) و شيعيان آن حضرت تسليت مي گويم.


    عزاداري براي پيامبر(ص) و اهل بيت او از اهميت والايي برخوردار است. وظيفه هر مسلماني است که براي  برپايي مراسم عزا و يا شرکت در عزاداري آن بزرگواران بکوشد. اما بايد توجه داشته باشيم که عزاداري ما موجب اذيت و آزار ديگران نشود. وگرنه، ترک واجب کرده و سنت به جا آورده ايم.
    برخي به عنوان عزاداري، کارهايي مي کنند که منجر به مردم آزاري مي شود و يقينا مورد رضايت خدا و پيامبر خدا (ص) نيست. کساني که با کارهاي خود باعث مردم آزاري مي شوند، به جاي آن که عزادار ناميده شوند، مردم آزار محسوب مي گردند و به جاي ثواب عزاداري، گناه مردم آزاري برايشان ثبت مي گردد.
    اين روزها برخي به عنوان عزاداري و مثلا به احترام اهل بيت (ع)، در خيابان ها بساط چاي و شربت راه مي اندازند، نظم و انضباط و بهداشت و آسايش مردم را دچار مشکل مي کنند، راه بندان به وجود مي آورند و ... اين افراد خيال مي کنند کار خوبي کرده اند، در حالي که يقينا کار آنان مورد رضايت اهل بيت (ع) نيست. چون کارشان موجب مردم آزاري است و وجهه عزاداري را زشت و منفور مي سازد.
    برخي نيز خيابان و محل عبور مردم را تبديل به مجلس عزاداري مي کنند، داربست و چادر مي زنند و چند شب يا روز مراسم عزاداري برپا مي کنند. اين گونه افراد يا جاهل اند و فرقي بين عزاداري و مردم آزاري نمي گذارند، يا برايشان مهم نيست که کارشان موجب مردم آزاري شود و يا قصد وهدفشان مردم آزاري است و مي خواهند با اقدام ناصواب خود، وجهه عزاداري را مخدوش نمايند. نمونه آن را در تصاوير زير مشاهده مي کنيد. اين تصاوير، صبح، قبل از طلوع آفتاب گرفته شده است:


    تصوير 1: ورودي خيابان از سمت خيابان بسيج، در تصوير مشخص است که حدود دو سوم عرض خيابان اشغال شده است.



    تصوير2: ورود از سمت خيابان سميه



     تصوير 3: ورود از سمت خيابان سميه



    تصوير 4: نماي صحنه از سمت خيابان بسيج



    تصوير 5: و اين هم نماي صحنه از سمت خيابان بسيج



    اينجا خيابان شهيد رجايي قم است. اين خيابان بين خيابان بسيج و خيابان سميه قرار گرفته است. چندسالي است که يکي از ساکنان اين خيابان با اشغال عرض خيابان به عنوان عزاداري، ترافيک ايجاد نموده و مايه زحمت مردم مي شود. در طول روز فقط در حد عبور يک ماشين از عرض خيابان باز است و در شب، هنگام عزاداري، چندين ساعت تمام عرض خيابان بسته مي شود و عبور ماشين از اين خيابان با عمل اين فرد عزادار! ممنوع مي گردد!؟ جالب است که در نزديکي اين محل، مسجد وجود دارد و بسيار مناسب است که مراسم عزاداري در مسجد برگزار شود و اگر از مسجد گريزان است، مي تواند در منزل خود عزاداري برپا کند. ولي شنيده شده که اين فرد مزاحم گفته : « نذر دارم که در جلو خانه خودم عزاداري نمايم!» نذر مردم آزاري!
    بارها در اين خصوص به مسؤولان مربوطه و پليس 110 تذکر داده شده، ولي هيچ اقدامي نکرده اند و در توجيه عدم برخورد با اين مزاحمت مردمي، مي گويند « با عزاداري نمي شود مقابله کرد!». ظاهرا مسؤولان شهر با اين توجيه و سکوت در مقابل اين مردم آزاري ها، يا بين عزاداري و مردم آزاري تشخيص نمي دهند و خودشان را راحت مي کنند، و يا اسبشان سر در آخور کساني دارد که با عمل به ظاهر عزاداري و در واقع رياکارانه خود، نظم عمومي را مختل مي نمايند.
    مسؤول اسبق سرويس جاسوسي سيا در سخنان افشاگرانه خود، نفوذ در مراسم عزاداري شيعيان را از اهداف سازمان سيا دانسته و گفته بود:
     «در بين شيعيان مرسوم است که به ياد واقعه کربلا، دور هم جمع  مي شوند، يک نفر سخنراني مي کند، واقعه کربلا را بيان مي کند و مردم هم گوش مي دهند. بعد، جوانان نوحه خواني و سينه زني مي کنند. اين سخنران و اين مستمعين براي ما مهم هستند. زيرا با اين مجالس و عزاداري ها در بين شيعيان جوش و خروش و حق طلبي و ايستادگي در مقابل باطل و عزم بزرگي ايجاد مي شود و براي حاکميت حق، به جنگ با باطل بر مي خيزند. لذا ما بايد براي به دست گرفتن سخنران و مستمعين، ده ها ميليون دلار اختصاص دهيم تا اين سخنراني ها و مجامع، همراه ما شوند. براي اين منظور نيز برنامه ريزي کرده ايم.
    در مرحله اول، بايد توسط افراد شيعه اي که دنبال منافع شخصي و داراي عقايد ضعيف و سست، اما درعين حال، داراي احترام و مورد تأييد مردم مي باشند، در عزاداري ها نفوذ کرده و از اين افراد براي انجام کارهاي زير استفاده شود:
    1 – حمايت از مداحان و سخنراناني که از عقايد شيعه آگاهي کامل ندارند، و تربيت و هدايت و تحت پوشش قرار دادن اين گونه مداحان و سخنرانان.
    2 – اضافه کردن سنت هاي نادرست و بدعت در عزاداري و ترويج رسم هايي که با عقايد شيعه منافات دارد. و حفظ رسوماتي که بر خلاف عقايد شيعه است.
    3 – سيماي عزاداري شيعيان در جامعه به گونه اي جلوه داده شود که به جاي جنبه هاي عملي و خدماتي شيعه، مردم اين گونه احساس کنند که شيعيان، جاهل و خرافه پرستند و عزاداران، يک گروهي هستند که در ماه محرم با عزاداري خود براي مردم عادي مزاحمت و مشکلات ايجاد مي کنند.
    4- براي تشريح، توسعه و اجراي اين گونه برنامه ها بايد بودجه هاي کلاني خرج شود و مداحان ساختگي به خوبي تشويق شوند. تا در نتيجه، شيعه که يک مذهب مهم و داراي قدرت منطق است، تبديل به يک مذهب و تفکر درويشي محض شود و از درون، پوک و تو خالي گردد. و سرانجام در ميان مردم مورد نفرت قرار گرفته و تفرقه و اختلاف در بين شيعيان گسترش يابد.»


    در اين ميان، جاي مسؤولان فرهنگي نيز خالي است که با نظارت و هدايت خود، صحنه عزاداري را آن گونه که در شأن اهل بيت (ع) است، سازماندهي نمايند.
    انتظار مي رود، مسؤولان شهر به وظيفه شرعي و قانوني خود عمل نموده، جايگاه قانوني و پايگاه اجتماعي خود را حفظ نمايند و در راستاي مقابله با توطئه دشمنان، در حفظ سلامت عزاداري و جلوگيري از مزاحمت هاي خياباني (گرچه به عنوان عزاداري باشد) بکوشند و نگذارند، مردم  نسبت به عملکرد آنان نظر منفي و بي اعتمادي پيدا کنند.



    سعيد ::: شنبه 18/3/1387::: ساعت 3:32 عصر


    السلام عليک يا ابا عبد الله، السلام عليک يابن رسول الله، السلام عليک يابن اميرالمؤمنين و ابن سيد الوصيين، السلام عليک يابن فاطمه الزهراء، السلام عليک يا ثارالله وابن ثاره، السلام عليک و علي الارواح الّتي حلّت بفنائک


    يا اباعبدالله! إنّي سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وليِّ لمن والاکم و عدوّ لمن عاداکم


    اللهم العن اباسفيان و معاويه و يزيدبن معاويه


    اللهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلک


    اللهم العن عبيدالله بن زياد و ابن مرجانه و عمربن سعد و شمرا و آل ابي سفيان و آل زياد و آل مروان الي يوم القيامه


    السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين


    اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد


    اللهم ارزقني شفاعه الحسين (عليه السلام) يوم الورود و ثبّت لي قدم صدق عندک مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مُهجهم دون الحسين عليه السلام


    *****


    عاشوراي حسيني و حادثه جانگداز کربلا را به پيشگاه ولي عصر، امام زمان، حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ، مقام معظم رهبري ، همه آزادگان جهان، بويژه شيعيان، تسليت عرض مي نمايم



    سعيد ::: شنبه 29/10/1386::: ساعت 9:0 صبح

    شهادت ششمين امام و هشتمين معصوم
    مبين و مروِج اسلام ناب و شريعت حق
    و معلم علوم گوناگون و مؤثر در رشد و توسعه تمدن اسلامي
    حضرت امام جعفر صادق (ع)
    بر شيعيان و دوستداران اهل بيت پيامبر (ص) تسليت باد!



    سعيد ::: دوشنبه 14/8/1386::: ساعت 10:37 عصر


    يک ماه ميهماني خدا گذشت، يک ماه خودسازي و مبارزه با نفس سپري شد، خوشا آنان که از آن ضيافت و اين مبارزه، سربلند و پيروز برآمدند
    و اينک مؤمنان به شکرانه اين سربلندي و پيروزي، عيد مي گيرند و به يکديگر شادباش مي گويند. 


    عيد سعيد فطر بر مسلمانان جهان مبارک باد



    سعيد ::: جمعه 20/7/1386::: ساعت 10:45 عصر


    شهادت مولي الموحدين، امير المؤمنين، امام علي (ع)


    را به پيشگاه :
    بقيه الله الاعظم، امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)
    و نائب الامام، ولي امر مسلمانان، حضرت آيه الله العظمي خامنه اي
     و مسلمانان و شيعيان جهان بويژه ملت شريف ايران
    خصوصا خانواده هاي محترم شهيدان
    تسليت مي گويم



    سعيد ::: چهارشنبه 11/7/1386::: ساعت 5:30 عصر

    انتظار؟


    انتظار: کلمه اي ژرف، و معنايي ژرف تر.
    انتظار: باوري شورآور، و شوري در باور.
    انتظار: اميدي به نويد، و نويدي به اميد.
    انتظار: خروشي در گسترش، و گسترشي در خروش.
    انتظار: فجري در حماسه، و حماسه اي در فجر.
    انتظار: آفاقي در تحرک، و تحرکي در آفاق.
    انتظار: فلسفه اي بزرگ، و عقيده اي سترگ.
    انتظار: ايماني به مقاومت، و مقاومتي در ايمان.
    انتظار: تواضعي در برابر حق، و تکبري در برابر باطل.
    انتظار: نفي ارزشهاي واهي، و تحقير شوکت هاي پوچ.
    انتظار: نقض حکم ها و حکومت ها، و ابطال سلطه ها و حاکميت ها.
    انتظار: سرکشي در برابر ستم و بيداد، و راهگشايي براي حکومت عدل و داد.
    انتظار: دست رد به سينه هرچه باطل، و داغ باطله بر چهره هرچه ظلم.
    انتظار: شعار پايداري، و درفش عصيان و بيداري.
    انتظار: خط بطلان بر همه کفرها و نفاق ها، و ظلم ها و تطاول ها.
    انتظار: تفسيري بر خون فجر و شفق، و دستي به سوي فلق.
    انتظار: آتشفشاني در اعصار، و غريوي در آفاق.
    انتظار: خوني در رگِ زندگي، و قلبي در سينه تاريخ.
    انتظار: تبر ابراهيم، عصاي موسي، شمشير داود، و فرياد محمد (ص).
    انتظار: خروش علي (ع)، خون عاشورا، و جاري امامت.
    انتظار: خط خونين حماسه ها، در جام زرّين خورشيد.
    انتظار: صلابت.
    انتظار: نه.
    در درون تاريکي ها و سردي ها، به دميدن سپيده دمان چشم داشتن، و به اميد طلوع خورشيد زيستن.
    در تراکم هواهاي کشنده اختناق ها، به وزيدن نسيم هاي حياتبخش رهايي اميد بستن، و به آرزوي پديدار گشتن روزهاي طلايي ارزش هاي جاويد، زنده ماندن.
    در غروب هاي تاريک گون نوميدي بار، غرق بودن، و نويد طلوع فجر شکافنده آفاق را در دل پروردن.
    در شبستان ستم هاي تيرگي آفرين جهانگستر، گرفتار آمدن، و جان را به مژده فرا رسيدن روزهاي روزستان، تابنده ساختن.
    در جهان آکنده از ستم و بيداد، دست و پا زدن، و از شادماني طلوع طليعه جهان آکنده از داد و دادگري، سرشار بودن.
    در حضور حکومت هاي جبار و خونخوار، زندگي کردن، و لحظه اي سر تسليم فرود نياوردن.
    در زير سيل خروشان تباهي و فساد قرار گرفتن، و آني قد خم نکردن.
    در سياهي هاي دوران ظلم و ظلمت و گناه، گرفتار آمدن، و همواره منتظر طلوع خورشيدِ خونين رهايي بودن.
    شمشيرها و شهادت ها را پذيرا شدن، و خط ها و شهامت ها را پاس داشتن.
    در برابر کوه مشکلات زمانه قرار گرفتن، و چون کوه، مقاوم بودن.
    در مسير جاري کوبنده زمان، ايستادن، و آري ها را خوار شمردن، و « نه » گفتن و « نه » گفتن.
    اين است انتظار، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پايداران، صلابت پيشگان، شيعيان، مهدي طلبان تاريخ.
    اين است انتظار.


    خورشيد مغرب، محمدرضا حکيمي، ص 330 - 332



    سعيد ::: دوشنبه 26/6/1386::: ساعت 10:40 عصر

    «ضيافت الهي بر مؤمنان گرامي باد»


    ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و بخشش است.


    خداوند متعال، بندگان خود را مورد رحمت و بخشش قرار مي دهد.


    شايسته است، ما نيز از اين سنت الهي پيروي کرده و به پاس رحمت و بخشش الهي، در يک اقدام خداگونه، مهر و بخشش خود را نثار ديگران کنيم، تا جامعه اي آکنده از مهر و محبت و صفا و صميميت داشته باشيم.


    «ان شاء الله»




    سعيد ::: شنبه 24/6/1386::: ساعت 11:39 عصر

    نمايش تصوير در وضيعت عادي


    خلقي که در انتظار ظهور «مصلح» به سر مي برد، خود بايد «صالح» باشد.


    مگر قرآن کريم، به صراحت نمي گويد: ... أنّ الارض يرثها عبادي الصالحون. (سوره انبياء / آيه 105)
    - حکومت زمين، سرانجام به دست بندگان صالح ما خواهد افتاد.
    اين بندگان صالح، چه کسانيند؟ اينان از زمين مي رويند؟ يا از آسمان مي بارند؟ نه ، هيچکدام، بلکه اينان شيعه مهدي اند. شيعه مهدي همان شيعه آل محمد (ص) است، همان قومي که منتظر ظهور مهدي اند، همان منتظران، همانان که پيش از قيامِ مهدي نيز، اقتداي به مهدي مي کنند. و آيا اقتداي به مهدي، جز داشتن صلاح و عمل صالح است؟ و آيا خلقي که اقتداي به مهدي (ع) مي کند، جز «خلق صالح» تواند بود؟ پس :


     «خلقي که در انتظار ظهور مصلح به سر مي برد، بايد خود صالح باشد».


    کتاب «خورشيد مغرب»، محمدرضا حکيمي، ص 431



    سعيد ::: جمعه 9/6/1386::: ساعت 8:35 عصر

    نمايش تصوير در وضيعت عادي


    اللهم کن لوليک الحجت بن الحسن، صلواتک عليه و علي آبائه
    في هذه الساعه و في کل ساعه، وليًا و حافظاً و قائدًا و ناصرًا و دليلاً و عينًا
    حتي تسکنه ارضک طوعًا و تمتعه فيها طويلاً
    برحمتک يا ارحم الراحمين


    *****



    سحر از دامن نرگس، برآمد نوگلي زيبا
    گلي کز بوي دلجويش، جهان پير شد برنا
    به صبح نيمه شعبان، تجلي کرد خورشيدي
    که از نور جبينش، شد منور ديده زهرا
    امام عصر، پور عسکري، آن حجت برحق
    که «قائم» شد به ذات اقدسش، دنيا و مافيها
    به صولت تالي حيدر، به صورت شبه پيغمبر
    به سيرت مظهر داور، وليّ والي والا
    چو گيرد پرچم «إنّا فتحنا» در کف قدرت
    لواي نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضرا
    به ختم انبيا ماند، چو خواند خطبه بر منبر
    به شاه اوليا ماند، چو تازد بر صف اعدا
    بيا اي خسرو خوبان، حجاب از چهرۀ ماهت
    به يکسو نِه، تجلي کن چو خورشيد جهان آرا
    بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني
    چو کشتيبان تويي، ما را چه غم از جنبش دريا
    خوش آن روزي که برخيزد ز کعبه بانگ جاء الحق
    خوش آن ساعت که برگيرد حجاب از چهرۀ زيبا
    ضعيفان را کند ياري، پليدان را دهد خواري
    ستمگر را دهد کيفر، منافق را کند رسوا
    تويي فرماندۀ مطلق، امام و حجت برحق
    تويي بر شيعيان سرور، تويي بر بندگان مولي
    «گزيده اي از قصيده 35 بيتي شاعر گرانقدر، دکتر قاسم رسا»




    سعيد ::: چهارشنبه 7/6/1386::: ساعت 8:40 عصر


    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 6
    بازديد ديروز: 8
    کل بازديد :1947

    >>اوقات شرعي <<

    >> درباره خودم <<

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>لينک دوستان<<

    >>لوگوي دوستان<<

    نام:

    ايميل:

     

    >>طراح قالب<<